تبليغاتX
خاتون واژه گان ناگفته

سحر

از ظلمت رمیده خبر میدهد سحر

 شب رفت و با سپیده  خبر میدهد سحر

از اختر شبان رمه شب رمید و رفت

از رفته و رمیده خبر میدهد سحر

زنگار خورد جوشن شب را به دوش خند

از تیغ آب دیده خبر میدهد سحر

باز از حریر بیشه خاکسترین فلق

آتش به جان خریده خبر میدهد سحر

د.ل: فقط دلم خیلی گرفته !

                                             

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

دهانت را می بویند

 مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پویند

مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است

نازنین!

و عشق را کنار تیرک  راهبند

تازیانه می زنند

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد........................

و در این بن بست کج و پیچ  سرما

آتش را به سوگوار سرود و شعر  فروزان می دانند

روزگار غریبی است

آنکه بر در می کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد............

بابا دم مردم گرم که رفتن پای صندوق های رای تا دوباره اون شور و شوق انتخاب سر نوشت کشور و این حرفا رو به همه ثابت کنند اما نمیدونم چرا بعد از این روز سرنوشت  اسم یکی دیگه از این صندوقا در اومد؟

 

نمیدونم چرا همه این اتفاقا باید تو ایران بیافته

باز میگم نمیدونم اما اصلا دلم نمی خواد کسی بر من حکومت کنه که لایق نیست

د.ن: کلی دلم گرفته واقعا دلم میخواد برم بر بلندترین نقطه شهر فریاد د بزنم:

              من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است

           

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

وعده ما لب دریا

عصر ما عصر فریبه

عصر پژمردن گلدون 

چترای سیاه تو بارون

شهر ما سرش شلوغه

وعده هاش همه دروغه

آسموناش پر دوده

قلب عاشقاش همه کبوده

                 

                                      چشما خونه سواله

مهربون شدن محاله

                                          کاش تو قحطی شقایق

بشینیم توی یه قایق

                                   بزنیم دل و به دریا

من و تو تنهای تنها

خونه هامون پر نرده

 پشت هر پنجره پرده

قفسا پر پرنده

لبای بدون خنده

نه برای عشق میلی

نه کسی به فکر لیلی

کاش تو قحطی شقایق ......................................

اونقدر میریم که ساحل

از من و تو بشه غافل

قایق و با هم میرونیم

اونجا تا ابد میمونیم

جایی که نه آسمونش

نه صدای مردمونش

نه غمش

نه جنب و جوشش

نه گلای پر فروشش

                                    مثل اینجا آهنی نیست

پس ببین یادت بمونه

کسی هم اینو ندونه

زنده بودیم اگه فردا

وعده ما لب دریا......................

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

عطر عود

یه شب مثل افسون عطر عود

از افسانه معبدا میاد

زمین زیر پام آسمون میشه

به مهمونی دل

                               خدا میاد.................................

 

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

غریب

مادربزرگ

گم کرده ام در هیاهوی شهر

آن نظر بند سبز را

که در کودکی بسته بودی به بازوی من

در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق

خمره دلم

بر ایوان سنگ و سنگ شکست

دستم به دست دوست ماند

پایم به پای راه رفت

من چشم خورده ام

من چشم خورده ام

من تکه تکه از دست رفته ام

در روز روز زندگانیم

 

زنده یاد حسین پناهی
!! نوشته شده توسط خاتون | | •

انتخابات

 

لطفا برای رای دادن کاندیدای اصلح  را انتخاب کنید تا بعدا ناراحت نباشید؟! 

        رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن                ترک من خراب شب گرد مبتلا کن 

       ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها              خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن 

       از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی                    بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن 

       ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده                  بر آب دیده ما صد جای آسیا کن 

       خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا          بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن 

       بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد                    ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن 

       دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد              پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن 

       در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم          با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن 

      گراژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد           از برق این زمرد هی دفع اژدها کن 

       بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی             تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن 

 

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

مناظره یا مناقشه؟

سلام ببخشید نبودم چند روزی است که گرفتار کارای این دنیای کوچیک اما بزرگ شدم.

اما چهارشنبه با هر بدبختی که بود تونستم خودم و به خونه واسه دیدنه مثلا مناظره برسونم تا اینکه خدا خواست و بنده نایل به دیدار این مناقشه شدم!

ولی کاش نمی دیدم تا حداقل اون یکی- دوتا ارزشی که به محمود خان قایل بودم بخاطر ریاست جمهوری ۴ ساله اش واسم بی ارزش نشه و غصه دار نشم به خاطر ریاست کسی که مثل بچه ها کم آورده و فقط کم مونده بود گریه سر بده تا بتونه عقده های این چند سالشو سر کسی خالی کنه که اصلا بهش مربوط نبود؟

اصلا بارم نمی شد که محمود خان این جوری با آبروی کشور بازی کنه و باعث شد تا عرق شرم مثل صد هزار بار دیگه روی پیشونیم نقش ببنده و برای نمیدونم چندمین بار کینه ازش به دل بگیرم.

حرفم به رییس جمهور این چهار سال کشورم اینه که جرا اینقدر بچه گانه رفتار کرد؟

پ.ن: محمودخان بهتر بری و دیگر فکر ریاست جمهوری رو نکنی چون تو که هنوز نتونستی مقابل کارهای بی سرانجامی که انجام دادی جواب قانع کننده بدی بهتر نباشی تا مردم حداقل آروم زندگی کنند!

و برای آخرین بار بهتر نیایی تا دوباره بجای پاسخ به سوالات مردم گناه کاراتو گردن کسایی بندازی که اصلا بهشون مربوط نیست.

ایران منتظر آبادانیه نه تحریم!!! برو بذار کسی که لیاقت ما رو داره بیاد و بر ما حک.مت کنه.

جناب دکتر ما نمی خوایم دیگه با کشورهایی مراوده سیاسی داشته باشیم که حتی معلوم نیست که چه زمانی از تاریخ کشفشون میگذره! ما نمی خواهیم گوجه و دیگر اقلام گرونو از پشت خونه شما تهیه کنیم! و کاسه صبرمون پر شده لطفا برو بذار تا هوای تازه وارد ریه هامون بشه که سبزیش نشونه آبادانی ایرانه همیشه سر بلنده.

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

رای سبز ما برای آبادانی ایران

این روزها هر جا رد میشم می بینم هرکسی به نوعی داره کار تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری رو به هر زبونی که بلده انجام میده.

آخه این جور که معلومه تو ایران هر کسی واسه خودش یه پا سیاست مداره از نانواهامون گرفته تا راننده تاکسیمون و کارکنان زحمت کش شهرداری و ...در مورد سیاست و بخصوص انتخابات دهم!

ما جامعه نویسندگان و قلم بدستان همه امید داریم سید عالیقدر میرحسین موسوی رای اول کشور رو بیاره بنابراین رای ما رای سبزه رنگی که راه آبادانانی و سر بلندی ایران عزیزمونو به دنبال میاره.

زنده باد آزادی زنده باد ایران

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

انصاری فرد برو پرسپولس خانه تو نیست

عباس انصاری فرد احتیاج به آموزش مدیریت دارد تا بتواند بجای آبادانی خرابی به بار نیاورد.

 

جناب انصاری فرد خواهش میکنیم از پرسپولیس برو تا این تیم بتواند آرامش دوباره را پیدا کند .

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

پرسپولیس طوفان زده خسته از حاشیه هاست.....

نمیدونم که چرا ما آدما کارایی که باید تو وقتش انجام بدیم انجام نمیدیم و بعدا حسرت و آه و کاش بکشیم که چرا انجام ندادیم و این میشه عاقبت تیم سرشناس و پرطرفدار پایتخت (پرسپولیس).

چرا باید قبلا از بازی کلی کری خونی بشه و کلی برای تیم و بچه های تیم مشکلات ایجاد بشه که جلوی بنیاد کار حرفی واسه گفتن نداشته باشد؟؟

چرا باید حسرت مدیریت صحیح همیشه تو فوتبال ایران باشه و در آخر گناه هوادار بیچاره چیه که رنج رفتن را بر گردن بکشد تا بازی مزخرفی رو ببینه و با اعصاب خراب روانه خونش بشه؟

بخدا جایگاه پرسپولیس بالاتر از این حرفاست و فقط حاشیه هاست که خونه این تیمو خراب کرده

پ.ن: من نمیدونم این برادران  انصاری فرد از فوتبال ایران چی میخوان اگه دنبال نون مفت هستند بهتره برن یه جای دیگه کشور رو  مثل اون یکی برادرشون پیدا کنن.

!! نوشته شده توسط خاتون | | •

RSS