تبليغاتX
خاتون واژه گان ناگفته
خاتون واژه گان ناگفته
! گرمترین بوسه ات را نثار کسی کن که در سردترین لحظات به یاد تو است

 صدای پای تو 

خنده ی مستانه ی من!

***

نت های باران خورده 

پیراهن خیس خاطرات

***

سلانه سلانه  رفتن

خدانگهدار آرام

خنده ی زیبای تو

نگاه خسته ی من!

***

موهای  خرمایی رقصان  در باد

رقص  نازک اندامم در

گرگ و میش  هوای ماندنت

***

 دست سرد خیالت

آتش  و روشنی و سیگار

مستی نرم گیلاس شراب

ارغوانی لحظه های انتظار

***

خیال گرم آغوش سپیدت

خاتون

و سردی گزنده ی نداشتنت.

...





ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 1388/11/19 :: 12 :: توسط : خاتون


فصل دوباره زنده شدن است ، زمستان!

امروز  اولین بوسه خدا بر پیشانی عمرم نشست و من متولد شدم!

تولدی که  مرگ را هم عمیق نفس می کشد!

آمدنم ، سبک و ساده  نقش  بست بر 

دل برفی بهمن ماه!

رفتنم را نمی دانم؟

 سرود  باران بر  هوای پر التهاب  من!

هاشور اشک بر  نگاه منتظرم!

صدای ممتد بوق تلفن و صدای  مبارک باد!

نگاه  زلال خدا

بی رنگی  آغوش  آقای کودکی هایم!

محبت گرم نشمیل 

سبزی قلم علی 

داغی  احساس مرجان

صدای  زنگ دار  و مهربان منیژه!

من

و 

کیک شکلاتی  تولدم با  طعم ای کاش برف های  سپید زمستانی!


...



پی نوشت:

 من آمدم ،  صدای گریه ام در ظهر برفی 17 بهمن ماه  طنین خانه مان شد!

 







ارسال شده در تاریخ : شنبه 1388/11/17 :: 4 :: توسط : خاتون

....

بگو به ایران

بگو به ایران

... 

پی نوشت یک:

اینجا مطلبی بود که  به احترام دوتن از بهترین  دوستانم  حذفش کردم!

...

پی نوشت دوم:

استکان چایم را سر می کشم بی هیچ قندی !

اینجا همه چیز سیاه شده و دو رنگی بیداد می کند!

اینجا گل های سرخش از سرما پژمرده شده و خدای عدالتش خوابیده!

اینجا 

زبان  ها را  می برند و سرها را به باد می دهند....









ارسال شده در تاریخ : جمعه 1388/11/16 :: 2 :: توسط : خاتون
دیدگاه
چشمک‌ِ ستاره‌ها رُ می‌شمردیم‌ ، یادته‌ ؟
واسه‌ تنهایی‌ِ شب‌ غصه‌ می‌خوردیم‌ ، یادته‌ ؟
....
من‌ مثه‌ سایه‌ی‌ تو ، تو واسه‌ من‌ مثل‌ِ نفس‌ ،
هردومون‌ برای‌ همدیگه‌ می‌مُردیم‌ ، یادته‌ ؟
....

دستامون‌ تو دست‌ِ هم‌ ، گُم‌ می‌شدیم‌ تو خواب‌ِ شهر ،
دل‌ِ دیوونه‌ی‌ من‌ هِی‌ قدمات‌ُ می‌شمرد !
....
کوچه‌ها رُ رَد می‌کردیم‌ تا خیابون‌ِ بزرگ‌ ،
عطرِ ناب‌ِ تو من‌ُ تا آخرِ دنیا می‌بُرد !

....
حالا تو نیستی‌ُ این‌ کوچه‌ صدام‌ نمی‌زنه‌ !
حالا تو نیستی‌ُ بی‌تو دیگه‌ کافه‌ ، کافه‌ نیست‌ !

....
دیگه‌ هیچ‌ ستاره‌یی‌ جرأت‌ِ چشمک‌ نداره‌ !
حتا جای‌ تن‌ِ تو رو تن‌ِ این‌ ملافه‌ نیست‌ !
...
یغما

*****
من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم
....
من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری
دو سه روز پیدام نشه تا ببنیم چه حالی داری
....
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم
اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم
....
من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام
کار و بار زندگیمو بزارم برای فردام
....
من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم
بشینم یه گوشه‌ی دنج موهای تو رو ببافم
.....
عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم
حواست به من نباشه دزدکی تو رو ببینم
.....
افشین مقدم